بامداد خمار؛ از بازآفرینی ادبیات تا بازاندیشی اجتماعی

«بامداد خمار» از جنس قصههایی است تا گوشهای از زندگی، باورها، قضاوتها و انتخابهای آدمها را به یادمان بیاورد.
روایتی که در دل یک داستان عاشقانه، ما را با فاصلههای طبقاتی، سنتهای اجتماعی، نگاه خانوادهها و تقابل احساس و عقل روبهرومیکند.
نرگس آبیار را باید به خاطر انتخاب چنین قصهای و تلاش برای به تصویر کشیدن دنیای آن تحسین کرد. یکی از نقاط قوت این اثر،بازسازی فضای اجتماعی و فرهنگی روزگاری است که آدمها در آن زندگی میکردند، اما گاهی بیش از آنکه خودشان برای زندگیشانتصمیم بگیرند، زیر سایه قضاوت دیگران و قواعد نانوشته جامعه قرار داشتند.
نکته مهم در تماشای این سریال، فقط دنبال کردن سرنوشت شخصیتها نیست؛ مهمتر از آن، فرصت فکر کردن به پیامدهای انتخابهایماست. اینکه عشق بهتنهایی برای ساختن یک زندگی کافی است یا نه، اینکه تفاوتهای فرهنگی و طبقاتی تا کجا میتوانند بر سرنوشتآدمها سایه بیندازند و اینکه خانوادهها تا چه اندازه باید در انتخابهای فرزندانشان نقش داشته باشند، پرسشهایی هستند که میتوانندبعد از تماشای هر قسمت در ذهن مخاطب باقی بمانند.
از سوی دیگر، چنین آثاری فرصتی برای گفتوگو میان نسلها فراهم میکنند. نسل قدیم میتواند گذشته خود را در آینه این روایت ببیندو نسل امروز با بخشی از تجربهها، محدودیتها و باورهای آن دوران آشنا شود. شاید مهمترین تأثیر یک اثر نمایشی همین باشد کهمخاطب را به فکر وادارد، نه اینکه صرفاً داستانی را تعریف کند و به پایان برساند.
البته ارزش یک سریال را نباید فقط با میزان محبوبیت یا هیجان داستان سنجید. شخصیتپردازی، باورپذیری روابط، کیفیت روایت ووفاداری به روح اثر نیز اهمیت دارند. با این حال، انتخاب چنین داستانی و تلاش برای زنده کردن فضای آن، بهخودیخود فرصتیارزشمند برای بازخوانی بخشی از فرهنگ و جامعه ماست.
بیکی از امتیازهای «بامداد خمار» این است که میتواند مخاطب را از قضاوت عجولانه دور کند و به او یادآوری کند که پشت هرانتخاب، دنیایی از احساسات، تربیت، شرایط اجتماعی و تجربههای شخصی وجود دارد.
باید به نرگس آبیار برای توجه به چنین روایتهایی و تلاش برای تبدیل ادبیات به تصویری زنده از زندگی، خسته نباشید گفت. امیدوارماین اثر در ادامه نیز بتواند کیفیت روایت خود را حفظ کند و مخاطب را با پرسشهایی جدیتر درباره عشق، خانواده، طبقه اجتماعی ومسئولیت انتخابها تنها بگذارد.
هنر زمانی ماندگار میشود که پس از پایان قصه، چیزی در ذهن و نگاه ما تغییر کرده باشد.
علیرضا صدرایی





