چوگان؛ ضربان تاریخی اصفهان

چوگان برای ایران فقط یک رشته ورزشی نیست؛ اگر بخواهیم معنای واقعی آن را بفهمیم، باید کمی از زمین مسابقه فاصله بگیریم و به تاریخ، فرهنگ، هنر و حافظه جمعی ایرانیان نگاه کنیم. چوگان در ایران در نقطهای میان ورزش، روایت، موسیقی، اسب، آیین و زندگی اجتماعی شکل گرفته و همین ویژگی است که آن را از یک بازی معمولی فراتر میبرد.
یونسکو نیز در سال ۲۰۱۷، چوگان را با عنوان «بازی سوارکاری همراه با موسیقی و داستانگویی» در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشریت ثبت کرد. در پرونده یونسکو تأکید شده که چوگان بیش از دو هزار سال سابقه در ایران دارد و علاوه بر وجه ورزشی، با موسیقی، داستانگویی، ادبیات، هنرهای دستی، هویت تاریخی و رابطه انسان و اسب پیوند خورده است.
اما اگر قرار باشد یک شهر را بیش از دیگر نقاط ایران با خاطره تاریخی چوگان پیوند بزنیم، نام اصفهان ناگزیر در مرکز این روایت قرار میگیرد.
میدان نقشجهان فقط یک میدان تاریخی نیست؛ این میدان در دوره صفوی بخشی از یک نظام فرهنگی و اجتماعی بود که در آن زندگی، سیاست، تجارت، هنر و ورزش در کنار یکدیگر جریان داشتند. چوگان نیز یکی از مهمترین کارکردهای این میدان بود.
پژوهشهای دانشگاهی درباره نقشجهان نشان میدهند که در دوره صفوی، این میدان محل برگزاری چوگان بوده و حتی روایتهای سیاحان خارجی نیز از برگزاری این بازی در میدان و حضور شاه و سوارکاران در آن سخن گفتهاند. از همین منظر، چوگان را نمیتوان عنصری الحاقی به تاریخ نقشجهان دانست؛ این بازی بخشی از منطق شکلگیری و هویت تاریخی میدان بوده است.
در واقع، در نقشجهان، ورزش از معماری جدا نبود. میدان برای دیدن، حضور یافتن، رقابت کردن و روایت کردن ساخته شده بود. این نکته بسیار مهم است؛ زیرا امروز وقتی از احیای چوگان در اصفهان سخن میگوییم، هدف نباید صرفاً برگزاری چند مسابقه باشد. مسئله اصلی، بازگرداندن یک «معنای فرهنگی» به شهری است که زمانی چوگان در آن بخشی از زندگی عمومی بوده است.
سال ۱۳۹۳، همزمان با برگزاری اجلاس و جشنواره بینالمللی میراث فرهنگی ناملموس در اصفهان، رقابت نمادین چوگان در میدان نقشجهان برگزار شد. این رویداد از آن جهت اهمیت داشت که چوگان، برای ساعاتی، از قاب کتابها و موزهها خارج شد و دوباره در همان فضایی قرار گرفت که بخشی از تاریخش در آن شکل گرفته بود. گزارشهای آن زمان نیز بر پیوند این رویداد با اجلاس میراث ناملموس و جایگاه تاریخی میدان امام/نقشجهان تأکید داشتند.
البته تجربه آن مراسم یک درس مهم نیز برای امروز دارد: احیای میراث، تنها با اجرای نمادین آن اتفاق نمیافتد. میراث زنده نیازمند برنامهریزی، زیرساخت، آموزش، انتقال نسلبهنسل و احترام به اصالت تاریخی است.
این موضوع در پرونده یونسکو نیز بهصراحت دیده میشود. یونسکو چوگان را مجموعهای متشکل از بازیکنان، روایتگران و نوازندگان معرفی میکند و بر انتقال دانش آن از طریق خانوادهها، استادان، انجمنها و آموزش تأکید دارد. بنابراین اگر بخواهیم از «احیای چوگان» سخن بگوییم، باید همه این اجزا را ببینیم، نه فقط خود مسابقه را.
اهمیت چوگان برای ایران در سه سطح قابل بررسی است.
نخست، سطح تاریخی؛ زیرا چوگان در منابع و اسناد تاریخی با تمدن ایرانی پیوند خورده و سابقهای بسیار طولانی دارد.
دوم، سطح فرهنگی؛ زیرا چوگان از ابتدا تنها یک بازی با اسب و چوب و گوی نبوده و موسیقی و روایت نیز در ساختار آن حضور داشتهاند. به همین دلیل است که یونسکو نیز هنگام ثبت این میراث، صرفاً به جنبه ورزشی آن نپرداخته است.
و سوم، سطح هویتی و بینالمللی؛ چوگان میتواند یکی از ظرفیتهای مهم ایران برای معرفی بخشی از فرهنگ تاریخی کشور در جهان باشد. ثبت آن در فهرست میراث ناملموس یونسکو، این فرصت را ایجاد کرده است؛ اما ثبت جهانی پایان کار نیست. اتفاقاً از اینجا مسئولیت آغاز میشود.
اگر میراث فقط در پرونده یونسکو باقی بماند، به یک عنوان تبدیل میشود؛ اما اگر در شهر، باشگاه، مدرسه، رسانه و زندگی نسل جوان حضور داشته باشد، به میراث زنده تبدیل خواهد شد.
امروز این پرسش جدیتر از همیشه مطرح است که اصفهان با این میراث چه خواهد کرد؟
در اردیبهشت ۱۴۰۵، امیرحسین زمانی با کسب ۱۲ رأی از مجموع ۱۷ رأی به عنوان رئیس هیئت چوگان استان اصفهان انتخاب شد. در همان مجمع، مدیرکل ورزش و جوانان استان بر سهم تاریخی ایران و بهویژه اصفهان در چوگان تأکید کرد و دبیرکل فدراسیون نیز از اصفهان به عنوان یکی از مهمترین کانونهای این رشته یاد کرد. همچنین موضوع احیای ظرفیت میدان نقشجهان و برگزاری رویدادهای بینالمللی چوگان در آن مطرح شد.
این اتفاق را نباید فقط یک تغییر مدیریتی در یک هیئت ورزشی تلقی کرد. هیئت چوگان اصفهان با رشتهای مواجه است که نام شهر را در سطح ملی و حتی بینالمللی با خود حمل میکند. بنابراین موفقیت آن صرفاً با تعداد مسابقات یا مدالها سنجیده نمیشود؛ بلکه باید دید آیا میتواند میان ورزش امروز و میراث تاریخی اصفهان پیوندی واقعی ایجاد کند یا نه.
از این منظر، مأموریت هیئت اصفهان چندوجهی است: توسعه ورزش قهرمانی، آموزش نسل جدید، تقویت باشگاهها، توجه به اسب و زیرساخت، گسترش چوگان بانوان، جذب کودکان و نوجوانان، برگزاری رویدادهای حرفهای و در کنار همه اینها، روایت درست و جذاب تاریخ چوگان اصفهان.
گزارشهای اخیر نیز نشان میدهد که هیئت اصفهان در دوره جدید به دنبال گسترش فعالیتها در شهرستانها، توسعه آموزشی و زیرساختی و رفع بخشی از مشکلات باشگاهداران است. از سوی دیگر، برای پاییز ۱۴۰۵ نیز برگزاری لیگ ملی چوگان با عنوان «جام نقشجهان» و مسابقات دانشآموزی در اصفهان اعلام شده است.
این حرکتها اگر با یک برنامه فرهنگی منسجم همراه شوند، میتوانند چوگان را از یک ورزش کممخاطب به یک موضوع عمومیتر در شهر تبدیل کنند.
در این میان، اگر خبر اخیر درباره تجلیل رئیس هیئت چوگان اصفهان از یک خواننده را نیز در نظر بگیریم، اصل موضوع را میتوان از زاویه دیگری دید: چوگان برای ماندن در ذهن جامعه، نیازمند ارتباط با هنر و فرهنگ عمومی است.
اصلاً یکی از ویژگیهای تاریخی چوگان همین پیوند با موسیقی و روایت بوده است. یونسکو نیز این دو عنصر را جزئی از ساختار فرهنگی چوگان میداند.
بنابراین ارتباط میان چوگان و هنرمندان، اگر با برنامهریزی و هویت مشخص انجام شود، الزاماً یک اتفاق حاشیهای نیست. میتواند بخشی از راهبرد معرفی چوگان به جامعه باشد؛ بهویژه برای نسلی که شاید با اسب و میدان چوگان ارتباط مستقیمی نداشته باشد، اما با موسیقی، تصویر، رسانه و چهرههای فرهنگی ارتباط دارد.
با این حال، چنین ارتباطی زمانی ارزشمندتر خواهد بود که در خدمت معرفی خود چوگان قرار گیرد، نه اینکه چوگان صرفاً به حاشیه یک برنامه هنری تبدیل شود.
این تفاوت مهم است.
هیئت چوگان اصفهان باید بتواند از ظرفیت هنرمندان، رسانهها، گردشگری و فضای مجازی برای معرفی تاریخ و جذابیتهای این رشته استفاده کند؛ اما در نهایت، قهرمان اصلی این روایت باید خود چوگان باشد.
شاید یکی از مهمترین مطالبات امروز این باشد که نقشجهان دوباره به نقطهای برای نمایش جهانی چوگان تبدیل شود. البته این مسئله باید با ملاحظات میراثی و حفاظت از میدان همراه باشد. تجربه سال ۱۳۹۳ نیز نشان داد که هرگونه مداخله در چنین اثر تاریخی نیازمند دقت و هماهنگی جدی با متولیان میراث فرهنگی است.
بنابراین سخن از احیای چوگان در نقشجهان نباید به معنای تبدیل دائمی میدان تاریخی به زمین مسابقه باشد. نقشجهان پیش از هر چیز یک اثر تاریخی جهانی است و حفاظت از آن اصل است.
اما میتوان برای رویدادهای نمادین، فرهنگی و کنترلشده، با رعایت کامل ضوابط حفاظتی، از این میدان به عنوان صحنه روایت دوباره تاریخ چوگان استفاده کرد.
این همان نقطهای است که ورزش، گردشگری و میراث فرهنگی میتوانند به هم برسند.
تصور کنید گردشگری که برای دیدن مسجد شیخ لطفالله، عالیقاپو و بازار قیصریه به اصفهان آمده، در همان میدان با داستان چوگان آشنا شود؛ تاریخ آن را بشنود، موسیقی مرتبط با آن را بشنود، روایت یک چوگانباز را ببیند و سپس در یک مجموعه استاندارد در اطراف شهر، مسابقه واقعی را تماشا کند.
این مدل، بسیار فراتر از یک مسابقه است.
این یعنی «اقتصاد و فرهنگ میراث».
هیئت چوگان اصفهان در حقیقت فقط متولی یک رشته ورزشی نیست؛ متولی بخشی از یک روایت تاریخی است.
به همین دلیل انتظار از این هیئت نیز باید فراتر از تقویم مسابقات باشد.
اصفهان میتواند برای چوگان ایران یک «خانه روایت» باشد؛ جایی که تاریخ چوگان، آموزش، ورزش حرفهای، پرورش اسب، گردشگری، هنر و رسانه در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
کودکی که امروز برای نخستینبار اسب و چوگان را میبیند، شاید قهرمان آینده این رشته باشد. دانشآموزی که داستان چوگان را در مدرسه میشنود، میتواند فردا تماشاگر یا ورزشکار آن باشد. گردشگری که با تاریخ چوگان در نقشجهان آشنا میشود، میتواند این روایت را با خود به کشور دیگری ببرد.
و شاید مهمتر از همه، چوگان باید از حالت «میراثی که دربارهاش حرف میزنیم» به «میراثی که آن را زندگی میکنیم» تبدیل شود.
چوگان برای ایران یک فرصت است؛ فرصتی برای اینکه نشان دهد میراث فرهنگی الزاماً چیزی متعلق به گذشته نیست. گاهی یک میراث تاریخی میتواند دوباره به میدان بیاید، نسل جدید را با خود همراه کند و حتی در عرصه ورزش بینالمللی، تصویری از فرهنگ یک کشور ارائه دهد.
شهری که نقشجهان را در قلب خود دارد، نمیتواند نسبت به تاریخ چوگان بیتفاوت باشد. همانطور که نقشجهان بدون داستان معماری و فرهنگش قابل فهم نیست، تاریخ این میدان نیز بدون چوگان کامل روایت نمیشود.
امروز که مدیریت جدید هیئت چوگان اصفهان شکل گرفته و برنامههایی برای توسعه مسابقات، آموزش، رویدادهای ملی و احیای جایگاه تاریخی نقشجهان مطرح شده است، میتوان انتظار داشت که این رشته از سطح یک ورزش تخصصی فراتر برود و دوباره به بخشی از زندگی فرهنگی اصفهان تبدیل شود.
چوگان، در نهایت، داستان یک گوی و یک چوب و چند اسب نیست.
داستان پیوند انسان با اسب، ورزش با فرهنگ، میدان با شهر، گذشته با امروز و اصفهان با ایران است.
و شاید هیچجا بهتر از نقشجهان نمیتوان این داستان را دوباره روایت کرد.





