زلزله کمتحرکی در راه است
یادداشت/ سیمای وطن
کمتحرکی دیگر فقط یک انتخاب شخصی یا مسئلهای مربوط به ورزشکاران نیست؛ بهتدریج به یکی از مسائل مهم سلامت عمومی تبدیلمیشود. اگر قرار باشد برای آن نامی انتخاب کنیم، شاید «زلزله کمتحرکی» چندان بیراه نباشد؛ زلزلهای که صدایش امروز کمترشنیده میشود، اما پیامدهایش در سالهای آینده میتواند در سلامت مردم، هزینههای درمان و حتی بهرهوری نیروی انسانی دیده شود.
آمار سازمان جهانی بهداشت قابل تأمل است: در سال ۲۰۲۲ حدود ۳۱ درصد بزرگسالان جهان، معادل نزدیک به ۱.۸ میلیاردنفر، به اندازه توصیهشده فعالیت بدنی نداشتهاند. این رقم در فاصله ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲ حدود پنج واحد درصد افزایش یافته و اگرروند فعلی ادامه پیدا کند، سهم افراد کمتحرک تا سال ۲۰۳۰ میتواند به ۳۵ درصد برسد.
اهمیت موضوع از آنجا بیشتر میشود که کمتحرکی با افزایش خطر بیماریهای غیرواگیر، از بیماریهای قلبی و سکته مغزی گرفته تادیابت نوع ۲ و برخی سرطانها، ارتباط دارد. سازمان جهانی بهداشت برآورد میکند افراد کمتحرک در مقایسه با افراد بهاندازه کافیفعال، ۲۰ تا ۳۰ درصد بیشتر در معرض خطر مرگ قرار دارند.
در ایران نیز موضوع قابل چشمپوشی نیست. در یک مطالعه مبتنی بر دادههای جمعیت بزرگسال ایران، کمبود فعالیت بدنی یکی از عواملمهم خطر بیماریهای غیرواگیر گزارش شده و شیوع آن در زنان بهمراتب بالاتر از مردان بوده است.
البته نمیتوان از مردم خواست فارغ از شرایط اقتصادی زندگی کنند. هزینههای ورزش، دسترسی نابرابر به امکانات، مشغله کاری وفشار معیشتی واقعیتهایی هستند که سیاستگذار باید برای آنها راهحل پیدا کند. ورزش نباید به کالایی تبدیل شود که فقطبخشی از جامعه توان خرید آن را داشته باشد.
اما این سوی ماجرا نیز مهم است: گران شدن برخی خدمات ورزشی نباید بهانهای برای کنار گذاشتن تحرک باشد. پیادهروی منظم،استفاده بیشتر از پله، نرمش در خانه و هر شکل ایمن و مستمر فعالیت بدنی، میتواند نقطه شروع باشد. توصیه عمومی سازمان جهانیبهداشت برای بزرگسالان، دستکم ۱۵۰ دقیقه فعالیت بدنی با شدت متوسط در هفته است.
مسئولیت البته فقط متوجه مردم نیست. دولت و مدیریت شهری باید سهم خود را بپذیرند: فضای عمومی قابل استفاده، مسیرهایپیادهروی و دوچرخه، بوستانهای ورزشی، برنامههای کمهزینه و دسترسی عادلانهتر به امکانات، بخشی از زیرساختپیشگیری از بیماری است، نه صرفاً امکانات جانبی شهری.
ورزش همگانی دقیقاً از همین نقطه اهمیت پیدا میکند. هدف، ورزشکار کردن همه مردم نیست؛ هدف این است که «تحرک» دوباره واردزندگی روزمره شود.
زیرا کمتحرکی فقط از کیفیت زندگی کم نمیکند؛ میتواند هزینه درمان را بالا ببرد، توان کاری و بهرهوری را کاهش دهد و بار بیشتری برخانواده و نظام سلامت تحمیل کند. سازمان جهانی بهداشت نیز بیماریهای غیرواگیر را نه فقط یک مسئله سلامت، بلکه یک مسئلهاجتماعی و اقتصادی میداند.
شاید هنوز برای دیدن پیامدهای کامل این روند دیر نشده باشد. اما برای منتظر ماندن هم زود نیست. مبارزه با زلزله کمتحرکی ازتصمیمهای بزرگ شروع نمیشود؛ از چند دقیقه حرکت در زندگی هر روزه شروع میشود.





