
ناترازی منابع و مصارف صندوقهای بازنشستگی به یکی از مسائل مهم نظام تأمین اجتماعی کشور تبدیل شده است؛ مسئلهای کهاصلاح سن و شرایط بازنشستگی از جمله راهکارهای مطرح برای مدیریت آن به شمار میرود.
در سالهای اخیر، افزایش تعداد بازنشستگان، کاهش نسبت بیمهپردازان به مستمریبگیران و رشد تعهدات صندوقها، فشار بیشتری برمنابع آنها وارد کرده است. به همین دلیل، اصلاحات پارامتریک از جمله تغییر تدریجی سن یا سنوات مورد نیاز برای بازنشستگی، درسیاستهای اصلاحی مورد توجه قرار گرفته است.
در قانون برنامه هفتم توسعه نیز برای تمامی سازمانها و صندوقهای بازنشستگی، سابقه لازم برای احراز شرایط بازنشستگی در طولاجرای برنامه بهصورت تدریجی افزایش یافته است؛ بهگونهای که در هر سال شش ماه به سنوات مربوط اضافه میشود. برای برخیگروهها و مشاغل نیز استثناهایی در نظر گرفته شده است.
اصلاح سن بازنشستگی البته تنها بخشی از مسئله صندوقهاست. پایداری این صندوقها به مجموعهای از اقدامات از جمله ایجادتعادل میان منابع و مصارف، اصلاح ساختار، مدیریت سرمایهگذاریها، تعیین تکلیف بدهیهای دولت و جلوگیری از ایجاد تعهدات بدونپشتوانه مالی نیاز دارد.
بنابراین، اصلاح سن بازنشستگی را میتوان یکی از ابزارهای کاهش فشار بر صندوقها دانست؛ اما حل پایدار ناترازی، به اصلاحهمزمان ساختار مالی و مدیریتی صندوقهای بازنشستگی وابسته است.





