نسلی که مثل ما حرف نمیزند

یادداشت | سیمای وطن
گاهی یک جامعه نه به دلیل کمبود حرف، بلکه به دلیل کمبود شنیدن دچار سوءتفاهم میشود.
امروز در ایران، فاصله میان نسلها دیگر فقط تفاوت در مدل لباس، موسیقی، زبان یا استفاده از شبکههای اجتماعی نیست. مسئلهعمیقتر شده است؛ جوان امروز بسیاری از مسائل را با واژههایی متفاوت از پدر و مادرش میبیند و درباره آینده، موفقیت، خانواده، شغلو حتی نسبت خود با جامعه، پرسشهایی دارد که شاید نسلهای قبل با آن مواجه نبودهاند.
این تفاوت را نمیتوان با انکار از بین برد.
از طرف دیگر، پذیرفتن تفاوت نسل جدید هم به معنای کنار گذاشتن اصول و ارزشهای جامعه نیست. مسئله اصلی پیدا کردن زبانمشترک است.
جامعهای که نتواند با نسل جوان خود گفتوگو کند، بخشی از سرمایه انسانی خودش را از دست میدهد.
نسل جدید بیش از آنکه به نصیحتهای طولانی نیاز داشته باشد، به پاسخهای روشن نیاز دارد. میخواهد بداند چرا باید امیدوار باشد،چرا باید قانون را رعایت کند، چرا خانواده همچنان مهم است، چرا مسئولیت اجتماعی اهمیت دارد و در نهایت، خودش در ساختن آیندهکشور چه نقشی دارد.
اگر پاسخ این پرسشها فقط «چون باید» باشد، طبیعی است که قانعکننده نباشد.
نسل امروز را باید با استدلال، مشارکت و اعتماد همراه کرد؛ نه فقط با دستور.
این سخن به معنای نادیده گرفتن تجربه نسلهای گذشته نیست. اتفاقاً برعکس؛ تجربه پدران و مادران، بخش مهمی از سرمایه اجتماعیکشور است. اما تجربه زمانی به نسل بعد منتقل میشود که زبان انتقال آن قابل فهم باشد.
نسل جوان نیز باید بداند که کشور صرفاً مجموعهای از مشکلات نیست. ایران، با همه دشواریهای اقتصادی و اجتماعی، خانه مشترکمیلیونها انسان است و اصلاح امور آن بدون مشارکت همین نسل امکانپذیر نیست.
در این میان، رسانهها مسئولیت سنگینتری دارند.
رسانه نباید فقط بلندگوی نگرانیها یا بلندگوی موفقیتها باشد. رسانه باید محل گفتوگوی جامعه با خودش باشد.
اگر از گرانی حرف میزنیم، باید صدای خانواده را بشنویم؛ اگر از ازدواج حرف میزنیم، باید دغدغه جوان را بفهمیم؛ اگر از جمعیتسخن میگوییم، باید درباره آینده اقتصادی و روانی خانواده هم حرف بزنیم؛ و اگر از فرهنگ و هویت ایرانی میگوییم، باید این هویت رابرای نسل جدید به یک تجربه زنده تبدیل کنیم، نه مجموعهای از شعارها.
واقعیت این است که هیچ نسلی با تحقیر نسل قبل ساخته نمیشود و هیچ جامعهای هم با تحقیر نسل جدید آینده روشنی پیدا نمیکند.
نه جوان امروز دشمن گذشته است و نه نسل گذشته مانع آینده.
مسئله، پیدا کردن نقطهای است که این دو در آن یکدیگر را ببینند.
شاید یکی از مهمترین نیازهای امروز ایران همین باشد: بازسازی گفتوگو.
در خانه، مدرسه، دانشگاه، رسانه، مسجد، محیط کار و حتی در فضای مجازی.
جوانی که احساس کند دیده و شنیده میشود، مسئولیت بیشتری نسبت به جامعه پیدا میکند. جامعهای که به جوان اعتماد کند، از انرژیو خلاقیت او بهره میگیرد.
ایران برای عبور از دشواریهای امروز، بیش از هر چیز به همدلی اجتماعی، عقلانیت و مشارکت نیاز دارد.
و این مسیر از یک جمله ساده آغاز میشود:
قبل از آنکه از نسل جدید بخواهیم ما را بشنود، شاید لازم باشد کمی بیشتر به حرفهایش گوش بدهیم.





