ورزشی

استراتژی فدراسیون فوتبال چیست؟؛ شکست تلخ فدراسیون فوتبال در مناظره تلویزیونی

مناظره تلویزیونی واعظ آشتیانی، از مدیران اسبق استقلال که سابقه مدیریت در فدراسیون دوچرخه‌سواری را هم دارد، با علی خطیر،یکی از اعضای هیأت‌رئیسه فدراسیون فوتبال، در برنامه فوتبال برتر حاوی نکات ارزشمندی بود.

هرچند سوال‌برانگیز است که چگونه این برنامه که در مقطعی بدون پشتوانه فنی، حمایت بی‌حد و حصر و غیرمنطقی از فدراسیون فوتبالداشت، اکنون موقعیتی حرفه‌ای برای نقد و نظر عادلانه درباره فوتبال ایران مهیا کرده بود، جای سوال دارد؛ اما به هر حال این گفت‌وگوفرصتی برای قضاوت افکار عمومی بود.

و همین گفت‌وگو کافی است تا پی ببریم حاکمیت فوتبالی با اندیشه و خرد مدیریتی فاصله دارد و چنین اندیشه‌ای که بخشی از آن درواکنش علی خطیر بروز یافت، می‌تواند نمونه‌ای از وضعیت کنونی فوتبال ایران باشد.

خیلی ساده است.

آنگاه که واعظ آشتیانی فدراسیون فوتبال را فاقد استراتژی دانست و علی خطیر به جای پاسخگویی، فرافکنی کرد و طرف مقابل را بهعدم تسلط در مسائل و کلی‌گویی متهم کرد، می‌توان فهمید که مسئله فقط یک مناظره تلویزیونی نیست.

مسئله، نوع مواجهه با یک پرسش اساسی است.

پاسخ دادن به این سؤال نیازی به فرافکنی نداشت؛ نیاز به پاسخ داشت.

واعظ آشتیانی پرسید:

«استراتژی فدراسیون چیست؟»

اگر استراتژی وجود دارد، بسیار ساده است؛ بگویید چیست.

این سؤال نه شخصی بود، نه پیچیده و نه خارج از موضوع. سؤال درباره مهم‌ترین وظیفه یک نهاد متولی فوتبال کشور بود: اینکه بداندبرای فوتبال ایران چه می‌خواهد، چه مسیری را طراحی کرده و با چه برنامه‌ای قرار است به آن نقطه برسد.

اتفاقاً فدراسیون فوتبال پیش از این از تدوین برنامه راهبردی ۱۲ ساله فوتبال ایران با افق ۱۴۱۴ سخن گفته است. بنابراین مطالبهتوضیح درباره این استراتژی، اهداف آن، نحوه اجرا و میزان تحقق آن، یک مطالبه طبیعی است.

اما در این مناظره، به جای اینکه پاسخ روشنی به این پرسش داده شود، بحث به سمت شخص پرسش‌کننده رفت.

همین‌جا باید متوقف شد.

اگر یک مدیر در برابر یک سؤال مشخص درباره استراتژی سازمان خود، به جای تشریح استراتژی، درباره میزان تسلط پرسش‌کننده برفوتبال سخن بگوید، این دیگر فقط ضعف یک پاسخ در یک برنامه تلویزیونی نیست؛ این نوع مواجهه می‌تواند بازتابی از همان تفکریباشد که امروز بر فوتبال ایران حاکم است.

تفکری که به جای پاسخ دادن، صورت مسئله را تغییر می‌دهد.

به جای توضیح برنامه، درباره پرسش‌کننده حرف می‌زند.

به جای ارائه عملکرد، فرافکنی می‌کند.

و شاید همین‌جا بتوان فهمید چرا فوتبال ایران با این همه امکانات، منابع، ساختار و نیروی انسانی، هنوز درگیر مسائل ابتدایی مدیریتو حکمرانی فوتبال است.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که یک سؤال درست و اساسی، به جای پاسخ، با فرافکنی مواجه می‌شود.

واعظ آشتیانی با توجه به سابقه مدیریتی و آگاهی خود از مسائل فوتبال، یک سؤال روشن مطرح کرد. پاسخ آن هم روشن بود و نیاز بهاین همه حاشیه نداشت.

آقای خطیر، سؤال واعظ آشتیانی بسیار ساده بود:

استراتژی فدراسیون چیست؟

خوب، اگر دارید، بفرمایید.

همین یک پاسخ می‌توانست تمام این بحث را تمام کند.

اما وقتی پاسخ داده نمی‌شود و به جای آن فرافکنی می‌شود، طبیعی است که این پرسش شکل جدی‌تری به خود بگیرد که آیا اساساًچنین استراتژی روشنی وجود دارد یا آنچه امروز در فوتبال ایران می‌بینیم، محصول همان نوع تفکری است که حتی در برابر یک سؤالاساسی هم به جای پاسخگویی، راه فرافکنی را انتخاب می‌کند.

در این مناظره، واعظ آشتیانی از مسیر سؤال خود خارج نشد.

اما طرف مقابل بارها از پاسخ دادن به اصل سؤال فاصله گرفت.

و همین یک مورد، برای نقد وضعیت مدیریتی فوتبال ایران کافی است.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا