ورزشی

گروه بهمن و ضرورت پایان یک اعتماد فرسایشی در بسکتبال بانوان

هفته دوم لیگ برتر بسکتبال بانوان کشور نیز به پایان رسید؛ اما آنچه در این دو هفته بیش از هر نتیجه دیگری جلب توجه می‌کند، وضعیتنگران‌کننده تیم گروه بهمن است؛ تیمی با سابقه، اعتبار، افتخار و جایگاهی قابل احترام در تاریخ بسکتبال بانوان ایران که برخلافانتظارات، فصل جاری را با دو شکست متوالی آغاز کرده است؛ ابتدا مقابل ستاد ملی گاز تهران و سپس برابر قهوه باتسام مشهد.

البته شکست در ورزش اتفاقی طبیعی است و هیچ تیمی از آن مصون نیست؛ اما مسئله گروه بهمن صرفاً دو شکست ابتدایی یک فصلنیست. آنچه ضرورت تأمل و بازنگری جدی را ایجاد می‌کند، نشانه‌هایی از یک مسئله عمیق‌تر در ساختار فنی و شیوه هدایت تیمی استکه با توجه به ظرفیت بازیکنان، سابقه باشگاه و هزینه‌های انجام‌شده، باید انتظارات بسیار بیشتری را برآورده کند.

فرناز طائرپور نامی ناشناخته در بسکتبال بانوان نیست. او از چهره‌های باسابقه این رشته محسوب می‌شود و سال‌ها حضور در اینعرصه، برایش اعتبار و جایگاهی حرفه‌ای ایجاد کرده است. گروه بهمن نیز در دوره هدایت او به موفقیت‌هایی دست یافته و نمی‌توان سهمگذشته او را در این مجموعه نادیده گرفت. اما پرسش اساسی دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود: آیا اعتبار گذشته یک مربی، به‌تنهاییمی‌تواند تضمین‌کننده کارآمدی امروز او باشد؟

واقعیت این است که مربیگری در ورزش حرفه‌ای، بیش از آنکه به سابقه و نام وابسته باشد، به توانایی به‌روزرسانی دانش، انطباق باتحولات تاکتیکی، شناخت نسل جدید بازیکنان و قدرت تصمیم‌گیری در شرایط رقابتی وابسته است. بسکتبال امروز با بسکتبال چند سالقبل تفاوت‌های جدی دارد. سرعت بازی، کیفیت اجرای تاکتیک‌ها، شیوه دفاع، مدیریت فضا و حتی نوع استفاده از ظرفیت بازیکنان،دستخوش تغییر شده است. در چنین شرایطی، مربی‌ای که نتواند خود را با این تحولات همراه کند، دیر یا زود فاصله میان اعتبار گذشتهو عملکرد امروز خود را به نمایش خواهد گذاشت.

برای گروه بهمن، این نگرانی موضوع تازه‌ای نیست. شکست سنگین این تیم در سه فصل گذشته برابر شهرداری گرگان، در شرایطی کهنیکا بیک‌لیک‌لی هدایت آن تیم را بر عهده داشت، از همان مقطع پرسش‌هایی جدی درباره فاصله فنی گروه بهمن با رقبای اصلی ایجادکرد. اکنون، دو شکست متوالی در آغاز فصل جدید، بار دیگر این پرسش را به میان آورده است که آیا کادر فنی فعلی هنوز توانایی ارائهراهکارهای مؤثر برای رقابت در سطح اول بسکتبال بانوان کشور را دارد؟

نکته مهم‌تر آنکه گروه بهمن از نظر ظرفیت بازیکن، تیمی دست‌وپا بسته نیست. این مجموعه در سال‌های اخیر برای جذب بازیکنان توانمندهزینه کرده و از سرمایه انسانی قابل توجهی برخوردار بوده است. بنابراین، نمی‌توان همه ناکامی‌ها را به کمبود امکانات یا ضعف ترکیببازیکنان نسبت داد. وقتی مجموعه‌ای از بازیکنان باکیفیت در اختیار یک تیم قرار می‌گیرند، انتظار طبیعی این است که خروجی فنی تیمنیز متناسب با این ظرفیت باشد. اگر چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد، باید پیش از هر چیز عملکرد مجموعه تصمیم‌گیرنده فنی مورد ارزیابیقرار گیرد.

اهمیت گروه بهمن البته تنها به نتایج باشگاهی محدود نمی‌شود. این مجموعه تعدادی از بازیکنان توانمند و باکیفیت بسکتبال بانوان کشوررا در اختیار دارد؛ بازیکنانی که می‌توانند بخش مهمی از ظرفیت آینده تیم ملی را تشکیل دهند. از این منظر، هدایت صحیح این سرمایهانسانی، ارتقای کیفیت بازی و استفاده اثربخش‌تر از توانایی‌های فردی و گروهی آنها، صرفاً به موفقیت گروه بهمن محدود نخواهد شد،بلکه می‌تواند مستقیماً به رشد سطح فنی بسکتبال بانوان ایران و تقویت تیم ملی نیز کمک کند. بنابراین، هرگونه ضعف در بهره‌برداری ازاین ظرفیت، فراتر از یک مسئله باشگاهی، فرصتی ازدست‌رفته برای بسکتبال ملی کشور خواهد بود.

در ورزش حرفه‌ای، داشتن بازیکنان خوب یک امتیاز است؛ اما تبدیل این امتیاز به قدرت رقابتی، نیازمند اندیشه، سازماندهی، برنامه‌ریزیو مدیریت فنی است. سرمایه‌گذاری باشگاه زمانی معنا پیدا می‌کند که در زمین مسابقه به کیفیت بازی، انسجام تاکتیکی و نتیجه قابلدفاع تبدیل شود. در غیر این صورت، هزینه‌کرد برای جذب بازیکنان شاخص، بدون برخورداری از یک تفکر فنی متناسب، چیزی جزهدررفت بخشی از سرمایه باشگاه نخواهد بود.

از سوی دیگر، مسئولیت حرفه‌ای افراد در ورزش تنها به حضور در یک سمت محدود نمی‌شود. هر جایگاه مدیریتی یا فنی باید با میزاناثربخشی و دستاوردهای آن سنجیده شود. نام‌های معتبر و باسابقه نیز از این قاعده مستثنا نیستند و اعتبار گذشته نباید به امتیازیدائمی برای مصون ماندن از ارزیابی عملکرد تبدیل شود.

این یادداشت به معنای نادیده گرفتن خدمات و احترام به جایگاه فرناز طائرپور نیست؛ اتفاقاً احترام واقعی به یک چهره باسابقه ورزشی،در گرو پذیرش این واقعیت است که هیچ جایگاهی فراتر از ارزیابی حرفه‌ای قرار ندارد. در ورزش، گاهی بزرگ‌ترین تصمیم یک مربی نهاصرار بر ادامه حضور، بلکه تشخیص زمان مناسب برای تغییر مسیر است.

گروه بهمن نمی‌تواند صرفاً با اتکا به نام و افتخارات گذشته در لیگ برتر امروز حضور داشته باشد. این تیم به تفکری تازه، برنامه‌ایمتناسب با اقتضائات بسکتبال مدرن و کادری نیاز دارد که بتواند از ظرفیت بازیکنانش حداکثر بهره را ببرد.

شاید زمان آن رسیده باشد که در مجموعه‌ای با این میزان اعتبار و سرمایه‌گذاری، درباره ادامه مسیر فنی تجدیدنظر شود. مربیان بزرگ،تنها با جام‌هایی که در گذشته کسب کرده‌اند بزرگ نمی‌مانند؛ توانایی تشخیص نیازهای امروز و پذیرش ضرورت تغییر نیز بخشی ازبزرگی آنهاست.

نام‌های بزرگ شایسته احترام‌اند، اما هیچ نام بزرگی نباید به بهای توقف پیشرفت یک مجموعه، به جایگاهی غیرقابل نقد تبدیل شود. گروهبهمن بیش از آنکه به اعتبار گذشته نیاز داشته باشد، به اندیشه‌ای تازه برای آینده نیازمند است.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا