وقتی تحمل اجتماعی کم میشود

یادداشت | سیمای وطن
گاهی برای فهمیدن حال جامعه لازم نیست سراغ آمارهای بزرگ برویم. کافی است چند دقیقه در خیابان، صف نانوایی، مترو، تاکسی یا حتی فضای مجازی بمانیم. بخش قابل توجهی از اختلافهای کوچک، خیلی زود به تنش تبدیل میشوند؛ یک بوق، یک صف، یک جمله یا حتی یک نگاه میتواند آغاز یک درگیری لفظی باشد.
مسئله فقط پرخاشگری نیست. آنچه اهمیت بیشتری دارد، کمشدن آستانه تحمل در روابط روزمره است. آدمها زودتر عصبانی میشوند، کمتر توضیح میدهند و کمتر حاضرند چند ثانیه جای طرف مقابل قرار بگیرند.
البته نمیتوان هر رفتار فردی را به حساب «جامعه» گذاشت. فشار اقتصادی، خستگی، مشکلات خانوادگی، ناامیدی، احساس بیعدالتی و حتی تجربههای ناخوشایند روزانه، هر کدام میتوانند بر رفتار افراد اثر بگذارند. اما وقتی این رفتارها در مقیاس گسترده تکرار میشوند، دیگر فقط با مسئلهای فردی روبهرو نیستیم؛ بخشی از آن به کیفیت روابط اجتماعی مربوط میشود.
فضای مجازی هم در این میان بیتأثیر نیست. در شبکههای اجتماعی، فاصله میان یک اختلاف نظر و یک توهین گاهی به اندازه چند کلمه است. چون طرف مقابل روبهروی ما نیست، بسیاری از ملاحظاتی که در گفتوگوی حضوری وجود دارد کنار گذاشته میشود. نتیجه، فضایی است که در آن مخالفت کردن گاهی با تحقیر کردن اشتباه گرفته میشود.
با این حال، انتظار اینکه همه این مشکلات با توصیههای اخلاقی حل شوند، واقعبینانه نیست. نمیتوان از مردم خواست آرامتر باشند، اما درباره عواملی که زندگی روزمره را فرساینده کردهاند حرفی نزد. افزایش تحمل اجتماعی فقط یک توصیه فرهنگی نیست؛ به کیفیت زندگی، امنیت روانی، اعتماد عمومی و تجربه مردم از مناسبات روزمره هم ارتباط دارد.
از سوی دیگر، مسئولیت فقط متوجه نهادهای رسمی نیست. خانواده، مدرسه، رسانه، چهرههای اجتماعی و خود شهروندان نیز در شکلگیری این فضا سهم دارند. همانطور که خشونت میتواند به یک رفتار عادی تبدیل شود، احترام در گفتوگو و پذیرش تفاوت هم میتواند دوباره به یک عادت اجتماعی تبدیل شود.
شاید یکی از نشانههای یک جامعه سالم این نباشد که در آن اختلاف وجود ندارد؛ اختلاف همیشه وجود خواهد داشت. مسئله این است که جامعه با اختلاف چه میکند. آیا هر تفاوتی به دشمنی تبدیل میشود یا میتوان درباره آن حرف زد، مخالفت کرد و در نهایت همچنان یکدیگر را به رسمیت شناخت؟
بازگرداندن این ظرفیت، پروژهای کوتاهمدت نیست. از تغییرات کوچک در رفتارهای روزمره شروع میشود؛ از اینکه در صف نوبت دیگری را رعایت کنیم، در رانندگی خطای دیگران را فوراً به خصومت تعبیر نکنیم و در گفتوگو، مخالف خود را پیش از آنکه قضاوت کنیم، بشنویم.
جامعه بیش از آنکه از اختلاف نظر آسیب ببیند، از ناتوانی در تحمل اختلاف آسیب میبیند. شاید مسئله امروز ما این نباشد که چرا همه مثل هم فکر نمیکنند؛ مسئله این باشد که چرا گاهی دیگر نمیتوانیم با کسی که مثل ما فکر نمیکند، عادی و محترمانه زندگی کنیم.





