مدرسه دولتی، جای رودربایستی مالی نیست؛ مراقب اقتصاد خانواده باشید

مدرسه برای خوب اداره شدن، به منابع نیاز دارد؛ این واقعیتی است که نمیتوان نادیده گرفت. هزینه نگهداری، تجهیزات، برنامههایآموزشی و حتی بسیاری از نیازهای روزمره مدرسه، گاهی با بودجه رسمی بهسادگی تأمین نمیشود. از این جهت، کمک خانوادهها درحد توان و با میل خودشان، میتواند به بهتر شدن فضای مدرسه و کیفیت آموزش کمک کند.
مسئله از جایی آغاز میشود که «کمک» آرامآرام به «انتظار» تبدیل شود.
خانوادهای که فرزندش را به مدرسه دولتی میفرستد، لزوماً توان مالی بالایی ندارد. بسیاری از والدین، با وجود دشواریهای اقتصادی،تلاش میکنند هزینههای تحصیل فرزندشان را مدیریت کنند. در چنین شرایطی، درخواستهای مکرر مالی به مناسبتهای مختلف، حتیاگر با نیت خیر و برای اداره بهتر مدرسه باشد، میتواند خانواده را در موقعیت رودربایستی قرار دهد؛ موقعیتی که والد نمیداند اگر کمکنکند، آیا فرزندش هم مانند دیگران دیده خواهد شد یا نه.
این نکته درباره مدارس دولتی اهمیت بیشتری دارد. خانوادههایی که توان مالی بالاتری دارند، انتخابهای دیگری هم پیش رویشان هستو بخشی از آنها مدارس غیردولتی را انتخاب میکنند. اما مدرسه دولتی باید برای همه دانشآموزان، فارغ از توان اقتصادی خانواده، یکفرصت آموزشی منصفانه باشد.
مدیر مدرسه نیز نباید برای تأمین هزینههای مدرسه، ناچار باشد بیش از ظرفیت خانوادهها از آنها مطالبه کند. اتفاقاً انتظار اصلی بایداز دولت و ساختار آموزش و پرورش باشد؛ و در کنار آن، از ظرفیت خیرین، نهادهای اقتصادی و افراد برخوردار جامعه برای حمایت ازمدارس استفاده شود.
مدیران مدارس میتوانند به جای آنکه دست در جیب والدین ببرند، دست کمک به سوی کسانی دراز کنند که توان بیشتری برای کمکدارند.
و البته یک اصل مهمتر نیز باید روشن بماند: کمک مالی نباید به امتیاز آموزشی تبدیل شود.
مدرسه دولتی نباید به نقطهای برسد که دانشآموزِ خانوادهای که بیشتر کمک کرده، به کلاس بهتر، امکانات بیشتر یا توجه متفاوتدسترسی پیدا کند. مدرسه باید محل برابری فرصتها باشد، نه جایی که توان اقتصادی والدین در تجربه آموزشی فرزندشان اثر بگذارد.
این سخن به معنای نادیده گرفتن زحمات مدیران و معلمان نیست. برعکس؛ بسیاری از مدیران و معلمان با امکانات محدود، بیش از وظیفهاداری خود برای مدرسه و دانشآموزان وقت میگذارند و طبیعی است که برای بهتر شدن شرایط مدرسه دغدغه داشته باشند.
اما اگر قرار است مدرسه بهتر شود، مسئولیت تأمین منابع آن نباید به شکل مستقیم یا غیرمستقیم بر دوش خانوادهای گذاشته شود کهخودش ممکن است با هزار مسئله اقتصادی دستوپنجه نرم کند.
هر پدر و مادری اگر توان و تمایل داشته باشد، میتواند برای مدرسه فرزندش کمک کند؛ اما کمک باید «انتخاب» بماند، نه هزینهای کهوالدین احساس کنند برای حفظ جایگاه فرزندشان ناچار به پرداخت آن هستند.
مدرسه دولتی زمانی میتواند اعتماد خانوادهها را حفظ کند که والدین مطمئن باشند فرزندشان به اندازه شایستگی و نیازش دیدهمیشود؛ نه به اندازه مبلغی که خانوادهاش پرداخت کرده است.





