سکوتهای سوالبرانگیز تاج و استقلال ؟

استقلال تیمی است که دو بار در سالهای دور قهرمان آسیا شده؛ تیمی که اگرچه در سالهای گذشته از آن شکوه فاصله گرفته و حتی در رقابتهای باشگاهی قاره کهن شکستهایی سنگین و دور از انتظار را تجربه کرده، اما هنوز نامی معتبر در فوتبال آسیاست. خود استقلالیها هم طبیعی است که به آن دو قهرمانی افتخار کنند؛ افتخاری که بخشی از هویت تاریخی این باشگاه است.
اینکه استقلال در یک دهه گذشته موفقیت چشمگیری در فوتبال ایران نداشته، واقعیتی است که میتوان دربارهاش نوشت. اینکه در فصل نیمهتمام گذشته هم این باشگاه مدعی قهرمانی شده، موضوع دیگری است که میتوان درباره استدلالها و مستنداتش بحث کرد. حتی در میان استقلالیها هم چهرههایی مانند واعظ آشتیانی معتقد نیستند که صرفاً با توجه به فاصله امتیازی و شرایط مسابقات، جام باید به استقلال برسد.
پس بحث این یادداشت اصلاً این نیست که جام حق استقلال است یا نه.
بحث بر سر چیز دیگری است.
محمدرضا زنوزی، مالک تراکتور، در واکنش به اصرار استقلال برای دریافت جام گفته است: «در خیابان منیریه جام زیاد است. اگر دوست دارند، میتوانند حتی با هزینه من برای خودشان جام بگیرند و روی پوسترشان بزنند.»
این دیگر اختلاف بر سر یک جدول و یک جام نیست. میتوان با ادعای استقلال مخالف بود، میتوان استدلال کرد که قهرمان باید در زمین مشخص شود و میتوان درباره تصمیم فدراسیون بحث کرد؛ اما اینکه مالک یک باشگاه، سابقه و اعتبار رقیب را با چنین ادبیاتی به سخره بگیرد، موضوع دیگری است.
تراکتور دو دوره پیش قهرمان شد برای اولین بار و هوادارانش حق دارند از موفقیت تیمشان خوشحال باشند. اما موفقیت امروز تراکتور، چیزی از تاریخ استقلال کم نمیکند؛ همانطور که دو قهرمانی آسیایی استقلال نیز قرار نیست موفقیتهای امروز تراکتور را نادیده بگیرد.
مسئله عجیبتر اما خود جمله زنوزی نیست؛ سکوت استقلال است.
باشگاهی با این سابقه و این حجم هوادار، در برابر چنین کنایه مستقیمی چرا هیچ واکنش روشنی نشان نمیدهد؟ چرا استقلال در کوچکترین اختلافات، بهخصوص وقتی پای پرسپولیس در میان باشد، بیانیه و موضعگیری دارد، اما وقتی مالک یک باشگاه دیگر چنین عبارتی را درباره استقلال به کار میبرد، سکوت میکند؟
و اینجا یک سؤال دیگر هم به میان میآید؛ سؤالی که دیگر فقط مربوط به استقلال نیست.
سال گذشته، در ماجرای پرونده علیرضا بیرانوند، زنوزی در واکنش به احتمال صدور رأی علیه دروازهبان تراکتور، مستقیماً مهدی تاج را خطاب قرار داد و گفت اگر چنین رأیی صادر شود، «یکسری ناگفتهها» را مطرح خواهد کرد. این اظهارات در آن زمان بازتاب گستردهای داشت.
بعدتر هم در موارد دیگری، زنوزی با لحنی تند از تاج و مدیریت فدراسیون انتقاد کرد و حتی خواستار کنارهگیری رئیس فدراسیون شد.
اما پرسش اینجاست: واکنش قاطع فدراسیون به این ادبیات کجا بود؟
اگر قرار است فوتبال ایران قانون داشته باشد، قانون باید برای همه یکی باشد. نه اینکه یک باشگاه یا یک مدیر برای کوچکترین جمله، با واکنش ارکان فوتبال مواجه شود و دیگری بتواند با ادبیات تندتر حرف بزند و ماجرا بعد از چند روز فراموش شود.
حالا همان سؤال را باید از استقلال هم پرسید.
چرا سکوت؟
آیا استقلال نمیخواهد وارد جنگ رسانهای شود؟ اگر چنین است، قابل فهم است. اما میان وارد شدن به جنگ رسانهای و دفاع از شأن باشگاه تفاوت وجود دارد. میتوان بدون توهین پاسخ داد. میتوان بدون جنجال گفت که اختلاف بر سر جام یک بحث فنی است، اما تحقیر یک باشگاه تاریخی پذیرفتنی نیست.
سکوت استقلال در این ماجرا، با توجه به سابقه واکنشهای این باشگاه در موارد دیگر، بیش از آنکه آرامکننده باشد، سؤالبرانگیز است.
و وقتی این سکوت را کنار سکوتهای گذشته در قبال مواضع تند زنوزی میگذاریم، سؤال بزرگتری شکل میگیرد:
چرا تاج و استقلال، هر کدام در جایگاه خود، مقابل زنوزی سکوت میکنند؟
این سؤال نه به قهرمانی استقلال ربط دارد، نه به قهرمانی تراکتور. بحث بر سر یک اصل ساده است؛ در فوتبال حرفهای، رقابت باید در زمین باشد و اختلاف باید با استدلال پاسخ داده شود، نه با کنایه و تحقیر.
استقلال اگر جام را میخواهد، باید برایش استدلال داشته باشد. اگر هم استدلالش پذیرفته نشد، تصمیم نهادهای قانونی را بپذیرد. اما این به معنای آن نیست که در برابر توهین به نام و سابقه باشگاه هم سکوت کند.
همینطور فدراسیون فوتبال اگر مدعی اجرای قانون است، نباید در برابر ادبیات تند صاحبان باشگاهها، صرفاً به دلیل جایگاه و قدرت آنها، سکوت کند.
جامها میآیند و میروند. جدولها تغییر میکنند. قهرمانان عوض میشوند. اما اگر قرار باشد در فوتبال ایران، هرکس صدای بلندتری داشت، طرف مقابل سکوت کند، مسئله دیگر فوتبال نیست؛ مسئله اعتبار مدیریتی است.





