مدیران باشگاههای ورزشی یا بوقچی!

هفته ششم لیگ برتر فوتبال در شرایطی شنبهشب با بازی تراکتور و گلگهر آغاز شد که حواشی غیراخلاقی در این بازی، چه روی سکوها و چه روی نیمکتها و کنار زمین به اوج رسید و رکیکترین الفاظ رد و بدل شد تا یک شب سیاه در ورزشگاه یادگار امام ( ره ) ثبت شود.
فارغ از مقصران اولیه و ثانویه جنجالهای غیراخلاقی در استادیومها به نظر میرسد که احکام و مجازاتهای کمیته انضباطی مانند برگزاری مسابقات بدون تماشاگر و محرومیت و مجازات سنگین متخلفان نتوانسته است این لکهها را از فوتبال ایران پاک کند و هر روز جای این لکههای سیاه روی لباس فوتبال پررنگتر میشود.
در گفتوگو با کاظم اولیایی، مدیرعامل اسبق باشگاه استقلال به ریشهیابی این حواشی و راهکارهای برونرفت فوتبال از این وضعیت پرداختهایم.
آقای اولیایی؛ هفته ششم لیگ برتر با فحاشیهای رکیک چه روی سکوها و چه روی نیمکتها کلید خورد، اتفاقهای تلخی که بار دیگر سبب شد این سوال مطرح شود چرا چنین مسائل غیراخلاقی با مجازاتهای گاها سنگین هم ریشهکن نمیشود و رو به افزایش است. ریشه این مسائل غیراخلاقی کجاست؟
یکی از مهمترین دلایل چنین اتفاقات این است که اجازه نمیدهیم سازمانها و تشکلهای مردمنهاد در فوتبال ایران شکل بگیرد و فعالیت کند. این نهادهای مردمنهاد میتوانند سبب خودکنترلی شود. نهادهای صنفی مانند کانون مربیان، کانون مدیران، اتحادیه بازیکنان و کانون هواداران بخشهایی هستند که میتوانند اولین نهاد کنترلکننده فضا و جو ورزشگاهها و همچنین کاهشدهنده اتفاقهای ضداخلاقی در مسابقات باشند. با این حال اما نمیخواهیم به این سازمانها فضا و اجازه فعالیت بدهیم. میخواهیم همه چیز در اختیار خودمان باشد. با یک دست میخواهیم چند وزنه بلند کنیم. این در حالی است که فوتبال یک مجموعه گسترده از بخشهای مختلف است و باید مسئولیتها را برونسپاری کرد.
یعنی یکسری تشکل و سازمان مردمنهاد، اختیار کنترل و برخورد با مسائلی که فضای ورزشگاهها و فوتبال را مسموم و غیراخلاقی میکند، برعهده بگیرند؟
قطعا برای تلطیف این فضای فعلی باید این اتفاق بیفتد. حاشیههای ضد اخلاقی و ضدفرهنگی و پروندههایی که در این رابطه در کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال تشکیل میشود، خیلی زیاد است و آنها هر چقدر هم دقیق و عادلانه بررسی کنند و حکم بدهند، نمیتوانند به تمام تخلفاتی که رخ میدهد، رسیدگی کنند و البته گاهی احکام هم بازدارنده نیست. در چنین شرایطی باید راهی که دنیا رفته است را ما هم برویم. فوتبال دنیا به این نتیجه رسیده که برخی مسئولیتها را به کمیتهها و کانونهای هواداران، مربیان و مدیران و اتحادیه بازیکنان واگذار کند. وقتی تخلفی صورت میگیرد، در این سازمانها بررسی و مورد پیگیری قرار میگیرد. به طور حتم با توجه به نگاه تخصصی این کمیتهها، خروجی آن هم میتواند نتیجه بهتری برای فوتبال ایران داشته باشد. آنها مسائل را در بین خودشان حل میکنند.
به این مقاومتها اشاره کردید، مقاومتی که سبب شد حتی شما نتوانید کانون مردمنهاد هواداران استقلال را با وجود ثبت در وزارت کشور، فعال کنید.
بله، کانون هواداران استقلال همه مراحل ثبت را در مراجع مربوطه طی کرد و این موضوع را به آقای تاجرنیا هم منتقل کردم که از این ظرفیت استفاده شود. ما باید در بخشهای مختلف فوتبال مسئولیت و سازماندهی را به خودشان واگذار کنیم. در فوتبال ایران اما مقابل تشکیل چنین سازمانهای مردمنهاد و مستقل در فوتبال مقاومت میشود و اجازه فعالیت موثر نمیدهند.
و خروجی این رهاشدن فضای فرهنگی و اخلاقی فوتبال هم را شاهد هستیم. بازیکن، مربی، سرپرست و هودار ابایی از این ندارد که رکیکترین فحاشیها را به زبان بیاورند.
تا ۳۰ سال پیش با این حجم از فحاشیها و فضای غیراخلاقی استادیومها روبرو نبودیم. علی پروین و منصورخان پورحیدری سرمربیان پرسپولیس و استقلال در جریان مسابقه رقیب بودند اما به همدیگر احترام میگذاشتند. اگر کاری انجام ندهیم باید برای شرایطی به مراتب بدتر از اتفاقاتی که این روزها در فوتبال میافتد، خودمان را آماده کنیم.
علاوه بر ایجاد یک فضای خودکنترلی توسط سازمانهای مردمنهاد که این حواشی را مهار کنند، از آموزش و فرهنگسازی هم نباید غافل باشیم. وقتی یک هوادار، یک بازیکن، یک مربی و حتی یک مدیر آموزش نمیبیند، رخ دادن این اتفاقات زیاد هم نمیتواند غیرطبیعی و تعجببرانگیز باشد.
قطعا، دومین فاکتور مهم در فضای ضدفرهنگی ورزشگاهها و فوتبال، فقدان آموزش است. ما به افرادی که وارد فضای فوتبال میشوند، آموزشها و مهارتهای لازم را ارائه نمیدهیم. وقتی آموزش و فرهنگسازی نباشد، باشگاه فرهنگی ورزشی به باشگاه غیرفرهنگی و غیرارزشی تبدیل میشود. هواداری که به استادیوم میآید با توجه به احساساتی که دارد، فکر میکند با بد و بیراه گفتن به رقیب از تیمش حمایت میکند. بازیکن و مربی و حتی مدیر هم همینطور هستند. مدیران غیرمرتبط با فوتبال وارد باشگاهها میشوند و الان شرایط طوری که شده که به جای اینکه باشگاه به هوادار خط بدهد، این مدیران تیمها هستند که تحتتاثیر تماشاگر و سکوها و فضای مجازی تصمیم میگیرند. مدیر نباید بوقچی شود، شأن او زیر سوال میرود. همه اینها به این برمیگردد که ما آموزش را در همه جنبههای رفتاری و مدیریتی نادیده گرفتهایم.
و چشمانداز شما از فضای اخلاقی فوتبال، در صورتی که مانند همیشه دست روی دست بگذاریم؟
با این ادامه این وضعیت، روز به روز شرایط بدتر و بدآموزیها بیشتر خواهد شد. تا چه زمانی باید خودمان را به نشنیدن بزنیم و گوشهایمان را بگیریم؟ باید همانطور که اشاره کردم، اول تشکلها و سازمانهای مردمنهاد در فوتبال را به رسمیت بشناسیم و دوم اینکه آموزش و فرهنگسازی را در اولویت بگذاریم.
منبع : خبرگزاری ایرنا





