مشکل ذوب آهن مدیریتی است

لیگ برتر فوتبال امروز با برتری پرسپولیس مقابل ذوبآهن همراه شد و پس از این شکست، عبدالله ویسی از سمت خود کنار کشید. اتفاقی کهالبته برای فوتبال ذوبآهن چندان عجیب نیست؛ چرا که در سالهای اخیر تغییرات روی نیمکت این تیم به اتفاقی تکراری تبدیل شده است. با این حال، اگر قرار باشد شکست امروز و جدایی ویسی را صرفاً یک مشکل فنی بدانیم، از مسئله اصلی ذوبآهن فاصله گرفتهایم.
مشکل ذوبآهن مدیریتی است.
این باشگاه امکانات کمی ندارد. ورزشگاه دارد، زمین و امکانات تمرینی دارد، خوابگاه دارد و از پشتوانه یک مجموعه صنعتی بزرگبرخوردار است. ذوبآهن از آن دسته باشگاههایی است که زیرساختهای لازم برای داشتن یک مجموعه ورزشی قدرتمند را در اختیاردارد و از نظر امکانات، شرایط آن با بسیاری از باشگاههای فوتبال ایران قابل مقایسه نیست.
با این حال، چند سالی است که ثبات مدیریتی از این باشگاه گرفته شده و تغییرات پیدرپی در مدیریت و کادر فنی، اجازه نداده ذوبآهنیک مسیر مشخص و بلندمدت را دنبال کند.
این وضعیت زمانی عجیبتر میشود که سابقه ذوبآهن را مرور کنیم. این باشگاه در گذشته فقط یک تیم فوتبال نبود و در رشتههایمختلف ورزشی فعالیت میکرد. ذوبآهن یکی از مجموعههایی بود که ورزشکاران زیادی را پرورش داد و در دورهای از مهمترینخاستگاههای ورزش حرفهای در کشور به شمار میرفت. فوتبال این باشگاه نیز سالها با ساختن بازیکن، حضور در رقابتهای آسیایی وکسب جام، جایگاه مشخصی در فوتبال ایران داشت.
امروز اما فاصله میان آن ذوبآهن و شرایط فعلی باشگاه کاملاً محسوس است.
در چنین شرایطی، بازگشت دوباره جواد محمدی به مدیرعاملی باشگاه بیش از هر چیز نیازمند توضیح است. محمدی یک بار مدیریتذوبآهن را تجربه کرده است و عملکرد آن دوره را نمیتوان عملکردی موفق و قابل دفاع دانست. ذوبآهن در پایان آن دوره در شرایطمناسبی قرار نداشت و در جدول لیگ نیز وضعیت مطلوبی نداشت و در نهایت محمدی از مدیرعاملی باشگاه کنار رفت.
اکنون همان مدیر دوباره به این جایگاه بازگشته است. طبیعی است که این بازگشت این پرسش را ایجاد کند که محمدی با چه کارنامهایدوباره انتخاب شده و چه اتفاقی افتاده که عملکرد دوره نخست او، این بار مانعی برای بازگشتش به مدیریت باشگاه نبوده است.
اگر در دوره نخست مدیریت، عملکرد او موفق بوده، باید درباره دلایل برکناری آن زمان توضیح داده شود و اگر عملکرد موفقی نداشته،باید مشخص شود چه تغییر و پیشرفتی در کارنامه مدیریتی او ایجاد شده که دوباره مسئولیت باشگاه به او سپرده شده است.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم ذوبآهن طی چند سال گذشته مدیران مختلفی را تجربه کرده است. نیما نکیسانیز در مقطعی به عنوان مدیرعامل باشگاه انتخاب شد؛ مدیری که از خارج از اصفهان به ذوبآهن آمد. انتخاب یک مدیر غیربومی بهخودی خود نمیتواند ایراد محسوب شود و معیار باید توانایی و کارنامه مدیریتی باشد، اما در مورد ذوبآهن همچنان این انتظار وجوددارد که معیارهای انتخاب مدیرعامل برای افکار عمومی روشن باشد.
اصفهان از نظر نیروی انسانی و ورزشی، یکی از غنیترین استانهای کشور است و سالها مدیر، مربی، ورزشکار و چهرههای باتجربهدر این استان فعالیت کردهاند. بنابراین انتخاب مدیر برای باشگاهی با قدمت و امکانات ذوبآهن باید بر اساس سازوکار روشن و قابلدفاع انجام شود، نه تصمیمهایی که هر چند سال یک بار تغییر میکنند.
مسئله ذوبآهن امروز فقط نتیجه یک مسابقه یا انتخاب سرمربی جدید نیست. این باشگاه به یک ثبات مدیریتی واقعی نیاز دارد. مدیرعامل باید برنامهای مشخص برای فوتبال، تیمهای پایه، رشتههای مختلف ورزشی، استفاده از امکانات باشگاه و بازگشت به مسیرسازندگی داشته باشد. نمیتوان باشگاهی با این همه سابقه و امکانات را با تصمیمهای کوتاهمدت اداره کرد و انتظار داشت دوباره بهجایگاه گذشته خود برگردد.
عبدالله ویسی امروز کنار رفت، اما با تغییر سرمربی قرار نیست مشکلات ذوبآهن برطرف شود. اگر ساختار مدیریتی و نگاه حاکم برباشگاه تغییر نکند، احتمالاً چند ماه دیگر دوباره شاهد همان چرخه تکراری خواهیم بود؛ تغییر مربی، تغییر بازیکن و در نهایت تغییردوباره تصمیمات مدیریتی.
ذوبآهن برای بازگشت به روزهای خوب گذشته، بیش از هر چیز به ثبات، برنامه و مدیریت پاسخگو نیاز دارد. این باشگاه سرمایه ورزشاصفهان است و حیف است مجموعهای با چنین امکانات، سابقه و ظرفیتی، سالها درگیر مسائل مدیریتی و تصمیمهای مقطعی باشد.
امروز ویسی رفت، اما رفتن ویسی نباید پایان بحث درباره ذوبآهن باشد. اتفاقاً از همین امروز باید درباره آینده باشگاه و عملکردمدیرانی که مسئول ساختن این آینده هستند صحبت کرد.
ذوبآهن برای نجات از این وضعیت، بیشتر از تغییر روی نیمکت، به تغییر در نگاه مدیریتی نیاز دارد.





